X
تبلیغات
معمار جوان

تکنولوژی ما در معماری است، یعنی معماری از بطن تکنولوژی زائیده شده و می‌شود. این نکته نه تنها در مورد معماری مدرن بلکه در معماری کلاسیک و از آن پیشتر در نخستین بناهایی که آدمی ساخته صادق است. در واژه Architechture به معنی معماری که اکنون در زبان‌های اروپایی یا بیشتر آنها رایج است،‌تِخ یا تِک (tech)  اصل یونانی دارد و در واژه technology نیز موجود است و این خود مؤید این معنی است.

یکی از دلایل اصلی بریدن معماری مدرن از نئوکلاسیک قرن نوزدهم نیز ـ چنانکه می‌دانیم ـ این بود که این معماری از اصل خود به دور افتاده بود؛ بدین معنی که در نئوکلاسیک ظاهر ساختمان کلاسیک (یا رنسانس و یا باروک) ساخته می‌شد اما با تکنولوژی یا تکنیک جدیدی که تازه آن زمان شناخته شده بود.

در معماری معماران مدرنِ نخستین، به ویژه در سالهای آغازین که تازه معماری مدرن رخ می‌نمود این پیوند دیرین و جاودانة تکنولوژی و معماری کاملاً آشکار است. فی‌المثل در خانه دُمینو (1915)، لکوربوزیه نشان داد اساس هر معماری همان است که سازة آن را می‌سازد.

پس معماری مدرن از اصل خود یعنی تکنولوژی زاده شد. اینکه بعداً دگرگونی‌ها و گرایش‌های مختلف پیدا کرد در مراحل گسترش و رشد بود و اینکه در دهه‌های اخیر تبلیغ می‌شود معماری مدرن از ریشة تاریخی خود برید، صحت ندارد.

برای اینکه بتوانیم تأثیر تکنولوژی را بر معماری مدرن ببینیم لازم است تجلی معماری مدرن را در اروپا و در آن سوی دیگر آتلانتیک از یکدیگر بازشناسیم، ـ اگر چه بین این دو پدیده شباهت‌های بسیار وجود دارد و بسیاری از تحولات معماری مدرن در آمریکا به ویژه در دهه‌های چهل و پنجاه قرن بیستم توسط معمارانی صورت گرفت که اصل اروپایی داشتند ولی چنانکه اشاره کردیم بازشناسی ریشه‌های معماری مدرن در هر دو قاره ما را در بحثی که آغاز کرده‌ایم بیناتر خواهد ساخت. اروپا، تجلی معماری مدرن به راستی پاسخی بر کهنه‌پرستی قرن نوزدهم بود که فارغ از امکانات تازه تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی همچنان به تقلید فرم‌ها و مفاهیم معماری قدیمی ادامه می‌داد. از همین رو در بررسی ریشه‌های معماری مدرن در اروپا بیشتر صاحبنظران صاحب‌نام و اعتبار از ساختمان‌هایی چون «قصر بلورین» نمایشگاه‌های جهانی، کارخانه‌ها و انبارها و حتی پل‌ها سخن به میان می‌آورند و به تشریح و تحلیل چنین ساختمانهایی می‌پردازند. چرا؟ برای اینکه در چنین ساختمانهایی نوآوری‌های تکنولوژی به بارزترین صورتی به کار گرفته شده و عیان و مجسم بود. به عبارت دیگر، تکنیک‌های جدید ساختمانی چندین گام مؤثر از معماری پیش افتاده بود.

آنجه در معماری مدرن اروپایی ـ و البته در آمریکا با کیفیات خاص خود ـ تجلی کرد نخست آزادی ساختمان از ملاحظات یا دقیق‌تر تحمل‌بار ساختمان به شیوه‌های قدیمی بود. جالب آنکه ممکن است متناقض به نظر رسد که این آزادی را خود مهندسان سازه فراهم آورده بودند.

در همین زمان بود که مهندس سازه «انسان متعالی» نام یافت. برای اینکه وی [مهندس سازه]، معمار ـ در این زمان‌ ـ عقب افتاده را به خود آورد و کارهایش را در ساختمانهایی که تکنولوژی به بهترین صورتی می‌توانست خود را به نمایش گذارد، نشان داد. در ساختمانهای صنعتی و در نمایشگاه‌های جهانی که می‌بایست در مدتی کوتاه و به سرعت ساخته شوند و در پل‌ها که ماهیتاً به نظر می‌رسید ساختمانهایی صرفاً مهندسی باشند و در پیوندی نزدیک با معماری. اما همة این چنین ساختمانهایی برای معماران سرمشق شد و دیری نپایید که معماران و معماری دیدگان خود را به تکنولوژی جدید و امکانات تازة آن گشودند و راه به نوعی معماری بردند که ما امروز آن را به نام معماری «مدرن» می‌شناسیم.

در قاره جدید نیز معماری مدرن به همان نتیجه‌ای رسید که در اروپا در حال تکوین بود، اما از راهی از برخی نظرها متفاوت با آنچه در اروپا می‌گذشت. در این قاره معماری نئوکلاسیک به اندازه‌ای که در اروپا ریشه دوانیده، نبود که معماری مدرن را پاسخی بر آن فرض کنیم. اگر چه هنوز هم آمریکائیان عامی، دلباختة معماری نئوکلاسیک‌اند و در مراحلی حتی معماران آمریکایی خود را یافتند و در مقابل اروپاییان دچار عقده حقارت شدند.

معماری مدرن در آمریکا مستقیماً در پاسخ به معماری نئوکلاسیک ریشه‌دار اروپایی نشأت نگرفت بلکه موقعیت و شرایط خاص این قاره از انگیزه‌های مهم آن بود. در صدر این شرایط که بر معماری این کشور تأثیر گذاشت فراوانی منابع و ثروت و کمبود استادکار ماهر قرار داشت که بتواند معماری‌ها و اجزای پیچیده معماری‌های قدیمی اروپایی را شبیه‌سازی یا تقلید کند. از همین رو از همان آغاز نوعی سادگی در معماری آمریکایی بروز کرد که بعداً راه به کارهای با اهمیت معماری مدرن برد. اما ـ خاصه برای بحث ما ـ جالب آن که در پس این سادگی، تکنولوژی منبعث از شرایط این کشور نقش اساسی بازی کرد.

تکنولوژی نه تنها روش‌های ساختن را در موارد متعدد تسهیل کرده و آن را امکان‌پذیر ساخته، بلکه در عرصه‌های جنبی نیز راه‌هایی گشوده و می‌گشاید که نویدهای بسیار برای آیندة معماری به همراه دارد. استفاده از کامپیوتر در معماری، هم اکنون مفهوم فرا دو بعدی شهر را در اذهان بی‌شمار پدید آورده است و اطمینان دارم در آینده‌ای نزدیک انقلابی در مفاهیم معماری پدید خواهد آورد. تصاویر معروف به انیمیشن که قادر است فضاهای هر پروژه معماری را قبل از تحقق تا میزانی قابل قبول و نزدیک به واقعیت نشان دهد، سرمنشأ یکی از این نویدهاست. اکنون استفاده از این شیوه به علت هزینه‌ نسبتاً سنگین آن چندان مرسوم نیست اما می‌توان روزی را تصور کرد که هر دانشجوی معماری با استفاده از چنین تصاویری فضاهای معماری خود را به چشم ببیند و طرحش بر اساس این فضاهای مجسم باشد.

 

 

در چنین روزی چه جایی برای «بسازوبفروش‌ها» و دلالان و واسطه‌ها و ساختمانهای مقوایی بی‌اصل و نسب و پوشالی پرزرق و برق باقی خواهد ماند؟

 

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:30 نويسنده نجمه |

 استاندارد واژه‌اي انگليسي به‌معناي پرچم و عَلَم است، و از كلمه Stand به‌معني ايستادن، ماندن، و قرارگرفتن اخذ شده است. استاندارد در اصطلاح متداول امروزي به‌معناي مقياسي براي اندازه‌گيري، مدل و نمونه اشياء، تعيين كميّت و كيفيت، و آنچه داراي مشخصات رسمي است به‌كار مي‌رود.

استانداردها مداركي دربرگيرنده قواعد و رهنمودها يا ويژگي‌هايي براي فعاليت‌ها يا نتايج آنها هستند كه به‌منظور استفاده مكرر عمومي، ايجاد هماهنگي و وحدت، توسعه تفاهم، تسهيل ارتباطات، صرفه‌جويي در اقتصاد ملي، حفظ سلامت و ايمني عمومي، و گسترش مبادلات بازرگاني داخلي و خارجي فراهم آمده و توسط سازمان معتبري تصويب شده باشند.

طبق تعريف سازمان بين‌المللي استاندارد (ايزو) هر استاندارد نتيجه تلاش خاصي است كه براي هماهنگ كردن جريان يا محصولي معيّن پديد آمده و به‌تصويب مقام صالحي رسيده باشد و ممكن است به يكي از شكل‌هاي زير باشد: الف) نوشته‌اي حاوي يك سلسله شرايط لازم؛ ب) واحدي اساسي يا كميّتي ثابت مانند آمپر، صفر مطلق، و جز آن؛ ج) ابزاري مادي براي سنجش، مانند متر.

 

تاريخچه:

 استاندارد از ديرباز در زندگي بشر وجود داشته و، مانند بسياري از پديده‌هاي طبيعي، شناخت و برداشت انسان از محيط بوده كه از آغاز به‌صورت ناخودآگاه تحقق يافته است. گسترش فن و تجارت در ادوار گذشته انسان را واداشته است تا در برخي زمينه‌ها، به‌ويژه در اندازه‌گيري‌هاي يكسان و نيز ساخت وسايل و لوازم، استانداردهايي را تعيين كند. وجود ظروف سفالين يك شكل، كشتي‌هايي با طرح و شكل يكسان، ابعاد ثابت و مشخص آجرها، و حتي قطعات سنگ در بناي اهرام مصر نشانه‌هايي از استاندارد در عهد باستان محسوب مي‌شود.

 

 

 

 

در ايران، در زمان داريوش اول هخامنشي، وزنه‌هاي استانداردشده‌اي بر اساس واحدي به نام كرشه[2]  ساخته مي‌شد كه معادل 3/83 گرم بود. در انگلستان زمان پادشاهي جان، در منشور كبير استانداردهايي درباره اوزان و مقياس‌ها در امر تجارت تعريف شده است. اما پس از عصر رنسانس، با توجه به تحول بنيادي در طرز تفكر اجتماعي و رشد اختراعات و توليدات صنعتي (انقلاب صنعتي)، استانداردهاي صنعتي نيز پديد آمد. با رشد فن‌آوري و افزايش كارخانه‌ها، استانداردهاي ديگري از قبيل فنون كنترل كيفيت، توصيف ويژگي‌ها، و جز آن به ثبت رسيد .

به‌كارگيري اين استانداردها توسط توليدكنندگان و محققان مستلزم آن بود كه به‌شكل مكتوب در آيند و در كتابخانه‌ها و مراكز استاندارد نگهداري و سازماندهي شوند. به همين سبب، تدوين استانداردهاي بين‌المللي در زمينه‌ها و سطوح مختلف توسط سازمان بين‌المللي استاندارد (ايزو) انجام گرفت و به‌صورت جزوه‌هايي منتشر شد و به كليه كشورهاي عضو سازمان ارسال گرديد.

در ايران، نخستين حركت مدون استانداردنويسي با تصويب قانون اوزان و مقياس‌ها در سال 1304 آغاز گرديد و در سال 1332 به لحاظ ضرورت تعيين ويژگي‌هاي كالاها و جلب توجه توليدكنندگان و واردكنندگان به اهميت كالاهاي استاندارد شده، تشكيلاتي جهت تهيه و تدوين استانداردهاي ملي در وزارت بازرگاني ايجاد شد. در سال 1339، با تصويب قانون تأسيس مؤسسه استاندارد ايران، كار رسمي اين مؤسسه در چارچوب اهداف و مسئوليت‌هاي تعيين شده در اين قانون ادامه يافت و در سال 1343 به مؤسسه استاندارد تحقيقات صنعتي ايران تغيير نام داد. مؤسسه استاندارد از سال 1340 به عضويت ايزو از سال 1344 به عضويت كميسيون بين‌المللي الكتروتكنيك در آمد.

نخستين استانداردهاي تهيه شده به ويژگي و درجه‌بندي كالاهاي صادراتي (عموماً محصولات كشاورزي) اختصاص داشت و به‌صورت آزمايشي تدوين شد. تا سال 1343 هفده استاندارد به‌صورت آزمايشي تهيه گرديد كه عموماً مربوط به كالاهاي سنتي و به‌منظور كمك به بهبود صادرات بود ولي بعدها تصميم گرفته شد كه در همه زمينه‌ها استانداردهاي لازم تدوين شود و تهيه استانداردها از حالت آزمايشي به‌صورت قطعي تغيير يابد. در سال 1345 براي نخستين بار علامت استاندارد ايران بر روي كالاهاي ايران مشاهده شد.

 

 

با پيروزي انقلاب اسلامي، ضرورت دگرگوني در ساختار اقتصادي كشور و توجه جدّي به امر كيفيت منجر به تدوين استانداردهاي ملي گرديد و مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران به تهيه و تدوين و نشر استانداردهاي ملي ايران در زمينه‌هاي مختلف مواد و مصالح و فرآيندها پرداخت (1:7-2). تدوين استانداردهاي ملي با مشاركت دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي، نمايندگاني از سازمان‌ها و وزارتخانه‌هاي مرتبط، صاحبان صنايع، نماينده‌هاي انجمن‌هاي صنفي مربوط، و جز آن انجام مي‌شود. در اين فعاليت، كارشناسان مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران و ادارات كل تابعه به‌عنوان دبير تدوين فعاليت دارند. اين مؤسسه در حاشيه كار اصلي خود، يعني تهيه استانداردها، وظيفه گردآوري و سازماندهي استانداردهاي ساير كشورها و نيز هماهنگي و ارتباط با سازمان جهاني استانداردها (ايزو) را عهده‌دار است. كتابخانه مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران بسياري از استانداردهاي جهاني و خارجي را در مجموعه خود دارد كه، به‌لحاظ صرفه‌جويي‌هاي ارزي و اقتصادي، كتابخانه‌هاي تخصصي مي‌توانند به اين مؤسسه مراجعه كنند .

تناسبات انسانی:

سیستم هاي تنظیم تناسبات بر حسب تناسبات انسانی بر مبناي ابعاد و تناسبات بدن انسان پایه گذاري شده اند روشهاي تنظیم تناسبات بر حسب تناسبات انسانی نه در پی یافتن نسبتهاي سمبلیک یا مبهم بلکه ب ه دنبال نسبت هاي عملکرد می باشند آنها بر این تئوري استناد می کنند که فرمها و فضاها در معماري، یا در برگیرنده و یا در تصرف بدن انسان هستند و بنابراین باید به وسیله ابعاد آن تعیین شوند . اشکالی که در تنظیم تناسبات انسانی وجود دارد  باید با دقت برخورد نمود زیرا ابعاد واقعی مردم که به آنها طرفیم برحسب سن، جنسیت و نژادشان متفاوت است.
ابعاد و تناسبات انسان تأثیرگذار است بر تناسبات اشیائی که بکار می بریم، ارتفاع و فاصله اشیائی که باید به آنها دسترسی یابیم و ابعاد وسائل که براي نشستن،  کارکردن، خوردن و خوابیدن مورد استفاده قرار می دهیم . ابعاد بدن انسان، علاوه بر تأثیر گذاري بر این اجزائی که در یک بتا بکار می بریم، بر حجم فضائی که براي حرکت، فعالیت و استراحت نیاز داریم اثر می گذارد.
مقیاس:
مقیاس عمومی: نسبت اندازه یک قسمت بنا به اندازه سایر فرم هاي پیرامونش مقیاس انسانی : نسبت اندازه یک قسمت یا یک فضاي بنا به ابعاد و تناسبات بدن انسان.

تفاوت زیاد مقیاس : برداشت ما را نسبت به کار تغییر می دهد مثلاً در نماي یک ساختمان اگر یکی از پنجره ها بزر گتر باشد مقیاس دیگري را در نما به وجود خواهد آورد یا اینکه نشان دهنده اهمیت فضاي پشت پنجره است و یا می تواند برداشت ما را نسبت به سایر پنجره ها یا ابعاد نما عوض کند.
در هر حال، وقتی عرض فضا در حدي باشد که با دراز کردن دستها بتوان دیوارهایش را لمس کرد آن فضا را می توانیم اندازه گیري کنیم یا اگر بتوانیم با دراز کردن دست سطح طاق بالاي سر را لمس نماییم می توانیم ارتفاع آن طاق را اندازه گیري کنیم.
هر گاه نتوانیم این کارها را کنیم به جاي استفاده از شیوه لمس براي این نشانه ها می توانیم از عناصري که تأمین کننده مقاصد انسانی اند و
ابعاد آنها در ارتباط با ابعاد انسان است استفاده کنیم از قبیل اسباب خانه، میز،مبل ی ا صندلی، یا پلکان و در یا پنجره، نه تنها در تشخیص اندازه یک فضا کمکمی کنند بلکه به آن یک مقیاس یا یک حالت انسانی می دهند . نزدیک بهم چیدهشدن میزها و صندلیها راحتی در سالن نشیمن یک هتل بزرگ، حاکی از وسعت فضا و معرف فضاهاي راحت و داراي مقیاس انسانی آن سالن می باشد . از بین
سه بعد یک اطاق ( طول، عرض و ارتفاع ) ارتفاع بیشترین تأثیر را درمقیاس آن می گذارد . در حالی که دیوارهاي اطاق آنرا محصور می کنند . ارتفاع
سقف بالاي سر تعیین کننده کیفیت پناه دادن و حالت صمیمیت و گرمی آن است.مثلاً اطاقی با ابع اد 12 16 فوت افزایش ارتفاع سقف از 8 به 9 فوت بیشتر به چشم می آید و براي غالب افراد راحت به نظر می رسد و فضاي 50 50 فوت با همین ارتفاع موجب احساس ناراحتی می گردد.
سایر عواملی که به غیر بعد عمودي، بر مقیاس فضا اثر می گذارند:
- شکل، رنگ، و نوع سطوح دیوار- شکل و ترتیب بازشوها- نوع و مقیاس عناصري که در درون آن قرار دارند.
پیمون در ایران :
نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه ( مصالح ) شناسی گفته شده است معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند . آنها به تجربه، به اندازه هایی براي پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه نیارش بدست آمده بود پیمودن ( اندازه و مقیاس، اندازه هاي مشخص و معینی که در طرح تکرار شود . پیمون، عرض در و شناخته شده به دو نوع اصلی است : پیمون کوچک به طول 14 گره و پیمون بزرگ به طول 18 گره ) که با توجه به نیازي که به پیمون بود بکار گرفته می شد

و پیروي از پیمون هر گونه نگرانی معمار را درباره نا استواري یا نازیبایی ساختمان از میان می برد و معماران همراه با بهره گیري از پیمون و تکرار آن در  اندازه ها و اندام ها، ساختمانها را بسیار گون اگون از کار در می آورند . هیچ دوساختمانی یکسان از کار در نمی آمدند و هر یک ویژگی خود را داشت گر چه این پیمون در آنها پیروي شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:28 نويسنده نجمه |

 

یکی از اهداف اصلی درگرایش به صنعتی سازی عملیات اجرایی ساختمانی ، افزایش سرعت و ارتقاء کیفیت سازه می باشد.

 به طور عام بسیاری از برنامه ریزی های اجرای در ساختمان و ساخت نقش تعیین کننده ای در انتخاب سیستم صنعتی دارد.

سازه های فولادی متشکل از فولاد یا بتن هر یک قادرند زمان سفت کاری ساختمان را به صورت قابل ملاحظه ای کاهش دهند.

از نکات قابل توجه این گونه پروژه ها،تامین مالی پروژه با روش صنعتی است. که نیازمند مکانیسمی متفاوت از روش های گذشته است

حجم سرمایه گذاری اولیه بالا در شروع پروژه ها و تخصیص اعتبار مورد نظر طی پروژه ، نحوه پرداخت متفاوتی را به پیمانکار ایجاب می کند.

از آنجایی که بخش قابل توجهی از هزینه اجرا صرف خرید و تهیه ابزار مورد نیاز سیستم صنعتی ساختمان می باشد ، لذا با تخصیص مناسب اعتبار اجرا در شروع عملیات اجرایی ، می توان افزایش هزینه های اجرا طول زمان ساخت و تأثیر تورم بر آن را کنترل نمود.

.
     
مدیریت اجرایی کارگاه هایی که با روش صنعتی به اجرای بنا می پردازند ، از ارکان برنامه ریزی و اجرای پروژه می باشد .
 
برنامه ریزی اجرایی پیشبرد عملیات اجرایی مستلزم دانش و تجربه لازم و شناخت سیستم انتخابی اجرای ساختمان  می باشد.

سیستم های تأسیسات ساختمانی رایج در ایران اگر چه نسبت به ده های گذشته سیر تکاملی خود را  طی نموده و تجهیزات و ماشین آلات مربوطه وری پیشرفت های قابل توجه ای داشته اند  ولی از لحاظ سرعت عملیات اجرا پیشرفت چشمگیری به وجود نیامده .

در روش تولید صنعتی ساختمان ، می توان فضاهای ساختمان را به صورت مدول های تأسیساتی به نحوی طراحی نمود که کل لوله کشی آب سرد و گرم و فاضلاب به طور جداگانه طراحی و اجرا گردیده و به صورت پانل هایی پیش ساخته به بنا متصل کرد.

. حتی مدول های تأسیساتی برای سیستم های گرمایش و سرمایش را نیز می توان به صورت پیش ساخته طراحی و اجرا نمود.

بدین ترتیب سرعت و دقت اجرایی بخش تأسیسات ساختمانی را می توان ارتقا بخشید.

با استفاده و بهره وردای از تکنولوژی های جدید ساختمانی بسیاری از مشکلات اجرایی در ساختمان سازی کاهش پیدا می کند.

تولی کنندگان مسکن باید بسار دقیق به این مسائله با اهمیت ارزش دهند و آن را جز ارکان اصلی ساخت و ساز خود قرار دهند.

 

بررسي زيبايي شناسي معماري مدرن

 

از تحليل اين آثار معماري مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه اصول زيباشناسي معماري مدرن (بر طبق نظريه گشتالت)، اصولي ثابت و نامتغير نيستند، بلكه اين اصول براي هر منطقه، هر فرهنگ و سنت، هر معمار، و هر بنايي متفاوت است.

 

 

 

A0456774

 

با نگاهي به نتايج تحليل آثار منتخب معماري مدرن، بر اساس اصول نظريه گشتالت، مي‌توان كثرت افكار و تنوع در ايده‌ها را مشاهده نمود. علي‌رغم اين كه اين آثار همگي از يك سبك معماري، يعني معماري مدرن، هستند و آثار معماران هم‌دوره و حتي يك معمار واحد مي‌باشند، باز شاهد تفاوتهاي اساسي و ساختاري در اصول طراحي آنها، چه از نظر ظاهري (تركيب حجمي) و چه از نظر معنايي (طرحواره‌ها) هستيم. تفاوتهاي موجود، بيشتر معنايي هستند و از گشتالت بيان ناشي مي‌شوند.
چه چيزي باعث شده است كه اين آثار، تا اين حد باهم تفاوت و حتي اختلاف داشته باشند؟ برداشتهاي حاصل از مقايسه انجام گرفته نشان مي‌دهد كه اين فرهنگ يا سنت و يا هر دو اينها هستند كه باعث اختلاف اصولي در اين بناها شده‌اند: لوكوربوزيه ايده‌هاي معماري رنسانس، سنت و فرهنگ مديترانه‌اي، و فرهنگ نو ناشي از صنعت را باهم تلفيق كرده و در بناهايش بكار مي‌برد؛ ميس‌ون‌در‌رو اعتقادي به فرهنگ محلي و منطقه‌اي ندارد و در بناي خود نشاني از هيچ نوع سنت و يا نماد فرهنگي را به جاي نمي‌گذارد، زيرا وي اعتقاد به فرهنگ جهاني دارد، فرهنگي كه اصل عمده آن «آزادي انسان متفكر» است؛ فرانك لويد ‌رايت معماري خود را از تلفيق عناصر فضايي خانه‌هاي سنتي آمريكا، فرهنگ ژاپني (كه بيشتر در تزئينات بنا ديده مي‌شود)

، اصول معماري مدرن، و اصول طبيعت مي‌آفريند؛ و تادائو آندو معماري خود را به صورت آميزه فرهنگ ژاپني و اصول معماري مدرن، در بستر طبيعت مي‌گستراند.
از تحليل اين آثار معماري مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه اصول زيباشناسي معماري مدرن (بر طبق نظريه گشتالت)، اصولي ثابت و نامتغير نيستند، بلكه اين اصول براي هر منطقه، هر فرهنگ و سنت، هر معمار، و هر بنايي متفاوت است.

اين تفاوت در اصول تأثيري بر هويت معماري مدرن ندارد، زيرا هويت يك معماري را چيزي غير از اصول آن مي‌سازد: روح فرهنگي كه معماري از آن برخاسته است. معماري مدرن فرزند فرهنگ نو اروپاي غرب، كه تشكيل آن از دوران رنسانس شروع شد و در دوران انقلاب صنعتي به ظهور رسيد، مي‌‌باشد. اين فرهنگ نو، سنت و فرهنگ كهن (و نه سنت و فرهنگ به معناي عام) را قبول نداشت. دليل اين امر نيز به نوع نگرش اين فرهنگ و سنت، نسبت به انسان بر مي‌گردد، فرهنگ و سنت كهن اروپاي غرب انسان را اسير تقدير، ديانت و مذهب مي‌دانست؛ حال آن كه رنسانس و انقلاب صنعتي باعث تغيير افكار اجتماعي گشت. فرهنگ نو، فرهنگي براي «انسان آزاد متفكر» است و فرهنگ و سنت براي اوست، نه او براي آنها.

معماري مدرن از بطن چنين جامعه‌ و فرهنگي متولد شد. اين معماري ناشي از صنعت و تحولات آن، و فرهنگ نوخواه و كهنه‌زداي جديد اروپاي غرب بود و براي برطرف ساختن نيازهاي چنين اجتماعي به وجود آمد.
ساخت و سازها، در اروپاي غرب به يكباره افزايش يافت. هجوم روستائيان به شهرها، ايجاد كارخانه‌هاي جديد، شهرك‌سازي و ايجاد فضاهايي كه استانداردهاي جديد لزوم وجود آنها را آشكار ساخته بود چون مراكز درماني، فضاهاي آموزشي، محلات مسكوني متناسب با نيازهاي

 

 

 

 

انساني و بسياري ديگر، رشد چشمگيري در فضاسازي را به وجود آورد. واضح است كه با روشهاي قديمي و سنتي ساخت و سازها جواب گويي به چنين نياز گسترده‌اي ممكن نبوده است؛ از ويژگيهاي معماري جديد، اين بود كه قادر باشد سريع و در مقياس كمي بالا بسازد و ايجاد كند؛ و نيز با توجه به شرايط سياسي آن زمان، يعني حاكميت حزب كارگري و شعارهايي چون برابري و مساوات، يكسان بسازد و تفاوت بين دارا و ندار نگذارد.
اصول معماري مدرن اوليه، بر پايه چنين نيازها و تفكراتي شكل گرفت. توليد انبوه، شيوه‌هاي نوين ساخت و پيش‌ساختگي ، براي پاسخگويي به نيازها، از بطن صنعت ايجاد شدند؛ مصالح نو و امكان توليد آنها به ميزان زياد، معماري را دگرگون كرد؛ و علوم جديد همچون فلسفه، به معماري راه يافتند.
از سوي ديگر، مشاغل به سوي صنعتي شدن پيش رفتند. در معماري، ديگر مانند گذشته، از طراحي تا اجراي بنا بر عهده يك شخص واحد نبود و گروهها و افراد متفاوت و ناآشنا با يكديگر طرح را به اجرا در مي‌آوردند. اين مسأله بر نحوه طراحي تأثير گذاشت و باعث ساده شدن و استاندارد سدن طرحهاي معماري گرديد. در گذشته، چون يك نفر هم طراحي و هم اجرا را بر عهده داشت لذا مشكلي از لحاظ فهم طرح و جزئيات آن ايجاد نمي‌شد و طراح نيازي براي ارائه طراحي هاي مدون و استاندارد حس نمي‌كرد. حال آن كه در معماري جديد، امكان بروز چنين مشكلاتي، باعث استفاده از سيستم‌هاي مدولار و محدوديت در طراحي و ارائه ايده‌هاي طراحان شد
.
بدين‌سوي، فرهنگ نو، شرايط نو، و مصالح نو، سبب شكل‌گيري خواسته‌هاي نو از معماري گشت و معماري مدرن بنا به شرايط زمانه تن به اين خواسته‌ها و نيازها داد. معماري آن چه است كه مردم دوست دارند و در آن دوران، مسائلي چون «نو» بودن و «صنعتي» بودن مطلوب اجتماع بود.
اگر معماري مدرن تزئينات را از معماري خود حذف نمود، بدين دليل بود كه فرهنگ جديد اروپاي غرب در آن زمانه چنين چيزي را طلب مي‌كرد. صنعت و ماشين، اصول زيبايي‌شناسي را متحول كرده بود و نحوه تفكر نوين اجتماعي، ماشيني شدن طرحهاي معماري را خواستار بود. اين‌گونه بود كه طرحهاي معماري مدرن، ظاهري ماشيني را ارائه مي‌نمود؛ ظاهري بدون تزئينات.

اين مسأله به فرهنگ آن دوره اروپاي غرب بر مي‌گردد و نه به اصول معماري مدرن؛ زيرا در شرايط زماني مشابه، در آمريكا كه آن نيز تحت تأثير صنعت قرار گرفته بود، معماري مدرن با پيروي از معماري سنتي اين كشور از تزئينات استفاده مي‌نمود. آثار لويي ساليوان و فرانك‌ لويد رايت را بطور نمونه مي‌توان مثال زد.

در ايران، معماري مدرن، تنها به صورت ظاهري بكار گرفته شده و به مباني نظري آن توجهي نگرديد. لذا تفاوتهاي موجود بين فرهنگ و سنت ايراني با فرهنگ و سنت اروپاي غرب مدرن باعث شد تا معماري مدرن در ايران به موفقيت نرسد. حال آن كه اگر در اين مورد، از تجارب كشورهايي چون ژاپن و نحوه نگرش آنها به معماري مدرن، استفاده مي‌شد، چنين مسأله‌اي رخ نمي‌داد.
بحران هاي معماري مدرن و مشكلات آن، به دليل عدم هم سويي آن با فرهنگها شكل گرفت؛ هنگامي كه تب و تاب عصر صنعت فروكش كرد، انسان متفكر آزادي كه مبناي پيدايش معماري مدرن بود، خواستار نيازهاي جديد و ديگري شد. نيازهايي كه معماري مدرن آن را برطرف نمي‌كردند. توجه به مسائل روان شناختي فضا، توجه به مسائل زيست‌محيطي، تنوع در طراحي‌ها، استفاده از علوم جديد (جديدتر) در معماري و بسياري موارد ديگر، سبب شد كه معماري مدرن به بحران كشيده شده و سرانجام منسوخ شود.


مشكل معماري مدرن، عدم توجه به فرهنگ و سنت نبود؛ بلكه تغيير و تحولات سريع فرهنگها، باورها، مدها و سليقه‌ها در عصر امروزين، كه نتيجه پيشرفت سريع تكنولوژي و علوم، و نيز آزادي افكار انسان است باعث برچيده شدن معماري مدرن گرديد.
اين تغيير و تحولات سريع، نه‌تنها مشكل معماري مدرن، بلكه بطور كلي مشكل معماري امروز است. امروزه ما شاهد آنيم كه سبك هاي معماري بسياري، با ايده‌هاي متنوع به وجود مي‌آيند و هيچ يك فراگيري عام پيدا نمي‌كنند. اين مسأله ناشي از نحوه تفكر امروزه است؛ تفكر آزاد و اين شعار كه «به تعداد افراد روي زمين، نحوه تفكر و سليقه متفاوت وجود دارد». در دوران قبل از مدرن به دليل محدوديت در ابراز عقايد، تنوعي در سبكهاي معماري وجود نداشت و اصولاً نيازي به اين تنوع نبود، حال آن كه امروزه، هر سبك معماري داراي حاميان و منتقداني، چه بين صاحب نظران و منتقدان و چه بين عموم مردم، مي‌باشد.
عصر حاضر مانند دوران گذشته نيست كه يك سبك خاص معماري بتواند جوابگوي نيازهاي عموم باشد. عصر معاصر، دوره چيرگي «تفكر كثرت‌طلب» است و اين مسأله در مورد معماري نيز صادق مي‌باشد.

سبك هاي موفق معماري در عصر حاضر، آنهايي هستند كه مطابق با پيشرفت هاي تكنولوژي، علوم و فلسفه، خود را به روز مي‌كند. بطور كلي معماري‌اي در عصر حاضر موفق است كه مطابق مد و سليقه روز باشد؛ مسأله‌اي كه معماري مدرن از آن غافل شد و در نتيجه با شكست مواجه گردید.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:27 نويسنده نجمه |

 

انسان از بدو پیدایش تاكنون در طبیعت به كندوكاو مشغول است، در طبیعتی كه همواره برای او ناشناخته و پر رمز و راز بوده است. زمانی او بتدریج از دل طبیعت واژه های تك+نو+لوژی را بیرون كشید وآنها را برای تركیب در ذهن خود پرواند و حاصل آنرا طی قرنها به زبانهای مختلف باز گو كرد، او روزی با یك كشف جدید حیرت دنیا را برانگیخت و روز دیگر با یك برخورد ناگهانی در افكار، اختراعی را آماده ثبت نمود و به این ترتیب تكنولوژی پا گرفت و تكامل نه فقط از مغز انسان بلكه در پیش چشمان او از طبیعتی كه خداوند در اختیارش گذاشته است میتراود.

امروز هر جا سخن از تكنولوژی به میان می آید، انواع ماشینها، كامپیوترها، ساختمانهای بزرگ، وسایل ارتباط جمعی و دیگر ابزار و آلات موجود در صنایع و نقش موثر آنها در اقتصاد و فرهنگ جامعه، در ذهن انسان تصویر می شود، طبیعی است كه این وسایل همان دستاوردهای تكنولوژی است كه پاسخگوی نیازهای اساسی برای انسان معاصر می باشند.

 

امّا چنانچه به مسیر تكنولوژی بنگریم كم وبیش به منشاء برخی پدیده ها پی می بریم، به اینكه هر پدیدة صنعتی و یا ساختمانی ازكدام الگوی زنده طبیعت الهام گرفته است، شاید در آن صورت تکنولوژی جلوتر از زمان گام بردارد، بنابر این لازم است ارتباطی با اصول منطقی و علمی بین سیستمهای ماشینی و سیتمهای زنده پدیدار شود.

تکنولوژی و معماری

 

Picture1









شامل فرآیند ساخت، تفکر پیرامون نحوه ساخت و مصالح، تکنیک ها و سیستم های ساختمانی می باشد. بنابراین یکی از اصلی ترین عناصر برپاکننده هر اثر معماری، تکنولوژی است. <معماری در گذشته و حال از دوگونه تکنولوژی بهره جسته است، تکنولوژی سنتی و تکنولوژی مدرن، تکنولوژی های سنتی به ندرت تدوین شده اند ولی تکنولوژی های مدرن همیشه مدرن بوده اند. روش ها در تکنولوژی های سنتی می توانند تشریح شوند، اما فرموله نیستند به مانند اصولی که برای نیازهای متعدد و بسیاری به کار گرفته می شدند. اما تئوری های اساسی تکنولوژی های مدرن وابسته به نیاز هایشان هستند.

تکنولوژی سنتی به طریقی براساس رویش خوب فرهنگ بومی ترسیم و فکر شده است و تکنولوژی مدرن علا مت بینش علمی جدیدی از جامعه است. تکنولوژی سنتی تنها از طریق تداوم سیستم استادشاگردی که ارتباط با استادکاران را می طلبد تضمین می شود ولی تکنولوژی مدرن از طریق سازمان های صنعتی و انستیتوهای آموزشی توسعه و پیشرفت یافته است.

اما علا وه بر تفاوت های مذکور، نحوه به کارگیری و دخالت تکنولوژی های سنتی و مدرن در معماری نیز دگرگون شده و تکنولوژی مدرن زمینه ساز تغییراتی در هویت و محتوای فضاها و عناصر معماری گردیده است. <تکنولوژی در فرهنگ لغات، ابزاری تکنیکی برای رسیدن به اهداف عملی است. تعاریف جدیدتر از تکنولوژی به این امر اشاره می کند که نباید تکنولوژی را محدود کرد و آن را با ابزار و ماشین یکی دانست .

در نگاه اول، تکنولوژی ابزارها و ماشین آلا ت به نظر می آید ولی با تعمق در متون علمی و فلسفی پیرامون تکنولوژی مشخص می گردد که تکنولوژی دامنه وسیع تری را در بر می گیرد، از جمله شیوه تفکر و نگرش به موضوع، فرآیند و شیوه و روش انجام امری و نتیجه و اثر نهایی می باشد که در معماری، تفکر و مبانی نظری، شیوه و فرآیند طراحی و ساخت، مصالح، ابزارها و ماشین آلا ت و سرانجام اثر نهایی را در بر می گیرد. لذا هم شامل عناصر مادی می گردد و هم فعالیت های انسانی را در برمی گیرد، مجموعه این دو سبب ایجاد و احداث آثار معماری می گردند. همانگونه که در علوم رفتاری و روانشناسی به اثبات رسیده است محیط و عناصر و اجزای آن بر رفتارها، کنش ها و واکنش های آدمی تأثیر گذارده و بخشی از هویت آدمی را شکل می دهند، لذا تکنولوژی و عناصر آن نیز به عنوان عناصری محیطی بر آدمی تأثیر گذاشته و بر شکل گیری هویت او تأثیر می گذارند.

تکنولوژی در معماری سنتی، در سیری تدریجی و تداومی همراه با معماری، فرهنگ و شرایط اجتماعی و اقتصادی رشد نموده و به صورتی ذوب شده در معماری به کار گرفته می شد و عملا ً تفکیکی میان معماری و تکنولوژی نمی توان در آن متصور بود.

اما بعد از انقلا ب صنعتی در غرب و پیشرفت سریع علوم و تکنولوژی، و سازگاری جامعه غربی و تکنولوژی مدرن و به تبع آن هماهنگی معماری با تکنولوژی و فرهنگ حاکم بر غرب، معماری غرب در شرایط مناسبی با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، قرارگرفته است..

برای طراحی و احداث هر اثر معماری بهره گیری از تکنولوژی اجتناب ناپذیر است، اما تکنولوژی چیست؟ رابطه آن با انسان چگونه است و چه تأثیراتی بر یکدیگر می گذارند؟ و چه رابطه درونی با معماری دارد؟ تعاریف و تبیین های انجام گرفته پیرامون سوالا ت فوق، بسیار متعدد و مختلف است. بنابر تصور متعارف، تکنولوژی تنها ابزارهای دست ساخت بشر می باشد و پیشرفت و توسعه آن، ما را به سوی آرمانشهر هدایت می کند اما ظاهراً سر از ویرانشهر در آوردیم.

بر خلا ف تصور اولیه و رایج از تکنولوژی به مثابه ابزار، تکنولوژی می تواند ابزار صرف نباشد همانگونه که برخی تکنولوژی را در عرصه هایی مختلف همچون تفکر، فرآیند انجام و سرانجام، اثر و نتیجه گسترش داده اند و برخی دیگر برای آن ماهیتی متصور شده اند که با خود تکنولوژی متفاوت است. رابطه انسان با تکنولوژی در گذشته و حال از مباحث عمده ای است که در این عرصه مطرح می باشد. در نظر برخی فلا سفه، تکنولوژی دارای ارزشی خنثی بوده و بسته به اینکه چگونه به کار گرفته شود دارای ارزش های متفاوتی می گردد یعنی برای آن ارزش ماهوی قائل نیستند و صرفاً عوامل فاعلی را در ارزش گذاری روی آثار تکنولوژی دخیل می دانند. در مقابل اینان گروه دیگری قرار دارند که برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل بوده و برخی از عیوب و نارسایی ها را به ذات تکنولوژی نسبت می دهند.

نیل پستمن، هیدگر و ژاک الول از این دسته فلا سفه هستند که هر یک برخی نقاط مبهم و تاریک تکنولوژی جدید را بیان کرده و راه حل هایی را برای روشن شدن ماهیت تکنولوژی و چگونگی رهایی از معایب آن پیشنهاد می نمایند.

حضور تکنولوژی در عرصه های مختلف از شکل گیری تفکر اولیه، فرآیند تکامل تفکر، فرآیند طراحی و ساخت تا بهره برداری از اثر به اشکال مختلفی می باشد و با این حضور تأثیرات مختلفی را بر معماری می گذارد.

معماری که آمده از تفکرات، آرمان ها و نیازهای انسان می باشد در صورت تغییر در بینش، ارزش ونیازهای انسان دگرگون می گردد که این دگرگونی را در طول حیات آدمی بسیار می توان دید. اما آیا این دگرگونی ها همواره تکاملی و مثبت بوده است؟ بالا خص اگر مبانی فکری و نظری متضاد با مبانی معماری موجود در آن بکار گرفته شود نتیجه دگرگونی ها چه خواهد بود؟ آیا تکنولوژی مدرن در مقایسه با تکنولوژی سنتی دارای چنین موقعیتی است؟ آیا این دو تکنولوژی برمبانی متفاوتی استوار بوده و ارزش های مختلفی را با خود منتقل می نمایند؟ با توجه به نقش بسیار مهم تکنولوژی در معماری، آیا نوع و چگونگی به کارگیری آن بر محتوا و هویت آثار معماری تأثیر می گذارد؟ آیا ارزش های معماری تحت تأثیر تکنولوژی بوده ونوع و چگونگی به کارگیری تکنولوژی بر آنها تأثیر می گذارند؟

تکنولوژی مدرن در عرصه های مختلف معماری معاصر، از تفکر گرفته تا فرآیند طراحی و ساخت و در نهایت در اثر نهایی حضور جدی دارد و آثار خود را در فضاها و اشکال معماری معاصر نمایان ساخته، اما از تأثیرات آن غفلت شده و بدان به مثابه ابزاری خنثی و بی اثر نگریسته شده و این درحالی است که اثر تفکر تکنولوژی مدرن حتی بر شیوه آموزش معماری نیز آشکار است. لذا مباحثی که پیرامون تکنولوژی و سازه مناسب در برخی از آثار، بالا خص در معماری معاصر غرب مطرح می گردد دلیلی بر پذیرش مبانی نظری آن نبوده بلکه تأکیدی بر چگونگی هم آوایی تکنولوژی و سازه با معماری در راستای مبانی مورد نظرشان می باشد و هدف، یافتن شیوه دست یافتن به چنین مقصودی می باشد

زمانی که تمدن بشر به وجود آمد ، قبل از تولد هر حرفه ای معمار و معماری متولد شد و معماران اين نياز جامعه را چنان با تکنولوژی و هنر آميختند که نام و ياد آنها برای هميشه در اذهان دنيا زنده است. زمان در حرکت است و آن قوم موفق است که نيازهای معماری جامعه را درک کند و زمان و مکان جامعه خود را بشناسد، معماری در همه زمانها با تکنولوژی همراه و هم قدم بوده است،تکنولوژئی همساز با زمان خود ، برای رسيدن به عرصه برتر تجاری به محوريت هنر و تکنولوژی روز .

معماری خود زاییده تکنولوژی می باشد به این معنی که با علم وتکنولوژی گره خورده ودر ارتباط مستقیم با آن می باشد، تكنولوژي ما در معماري است،معماری همیشه با تکنولوژی روز همراه بوده است وبه نظر می رسد که شاید در بعضی موارد این جامعه است که از تکنولوژی روز عقب می افتد،بنابراین نمی توان گفت که تکنولوژی چیزی جدا از معماریست،و در طول تاریخ ظهور معماری که خود نوعی از تکنولوژی می باشد قابل مشاهده است هیچگاه نمی توانیم بکار گیری ، فن آوری و تکنولوژی روز جامعه آن زمان را در آثار معماری گذشته و یا حال نا دیده بگیریم.

در واژه Architechture به معني معماري كه اكنون در زبان‌هاي اروپايي يا بيشتر آنها رايج است،‌تِخ يا تِك (tech) اصل يوناني دارد و در واژه technology نيز موجود است و اين خود مؤيد اين معني است.

در زبان فارسی نیز معادل کلمه تکنولوژی کلمه فن آوری وعلم به صنایع و حرفه ها آورده شده است،بنابراین آیا می توان تاثیر چیزی به نام تکنولوژی را بر روی خود آن چیز بررسی کرد؟

اگر در خصوص تا ثیر تکنولوژی بر معماری سخن به میان آید باید گفت که اگر معماری و تکنولوژی با یکدیگر همگام و همقدم باشند این تاثیر نا محسوس می باشد،ولیکن اگر معماری از تکنولوژی عقب بیفتد و همگام و هم قدم نباشد خوب مسلما در زمان همگام کردن این دو با یکدیگر این تاثیر کاملا محسوس می باشد و باعث دگرگونیهایی در معماری خواهد شد.


بنابراین می توان گفت مسئله اصلی در تاثیر گذاری تکنولوژی بر معماری مسئله زمان است(همان پیش افتادگی وعقب ماندگی از تکنولوژی)زیرا تکنولوژی همیشه با معماری همراه بوده وهست واساسا معماری خود نوعی از تکنولوژی می باشد.پس باید این نکته را در نظر گرفت که زمان با تکنولوژی است و عنصر جدایی نا پذیر از آن.ولی چگونه می توان نقش زمان را در این تاثیر گذاری توجیه کرد آیا زمان مکمل تاثیر تکنولوژی بر معماری است یا زمان به خودی خود می تواند تاثیر گذار باشد.

 


ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:23 نويسنده نجمه |

بتن اسفنجی :

 

مقدمه  

        

    همانطور كه مي‌دانيم امروزه صنعت بتن نقش بسيار مهمي در ساخت و سازهاي جوامع بشري ايفا مي‌كند و يكي از عوامل بسيار مؤثر در سازه‌هاي بتني در جهان است. در اين راستا انجمن سيمان پرتلند (PCA) تحقيقاتي را به منظور استفاده از بتن در ديگر پروژه‌ها آغاز نموده؛ پس از آزمايشات و تحقيقات فراوان موفق شد به راه حل بسيار خوبي به نام بتن اسفنجي (بتن تراوا ) دست يابد. بتن اسفنجي كه حاصل اين دست رنج بود، توانست تحولات زيادي را در محوطه سازي‌هاي شهر‌هاي اروپا و آمريكا ايجاد كند. البته اين نوع بتن هنوز در ايران جا نيفتاده، ولي اميد است با تلاش مسئولين ادارات، مهندسين و متخصصين فن اين بتن به منظور حفظ بيشتر محيط زيست و مقرون به صرفه بودن مورد استفاده در پروژه‌هاي كشورمان نيز قرار بگيرد.

 

بتن اسفنجي چيست؟

   بتن اسفنجي يك مخلوط سنگدانه درشت(شن)،سيمان، آب و ماسه به ميزان اندك(وگاهي اوقات بدون ماسه) است. در ساختار اين بتن %25-15 (از لحاظ حجم) فضاي خالي وجود دارد و اين امر‌ موجب عبور آب از داخل اين بتن مي‌شود.

در بتن اسفنجي از آب نسبت به ديگر انواع بتن كمتر استفاده مي‌شود و اين مسأله باعث شده تا پس از ساختن مخلوط بتن آب آن به سرعت تبخير شده و مخلوط در مدت يك ساعت كاملا" از آب تخليه خواهد شد.

 

f04p2

 


ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 11:21 نويسنده نجمه |

پس از به خاك سپردن حافظ در باغ مصلي تا مدتي قبر او بدون ساختمان بود، 65 سال بعد از وفات او يعني در سال 856 هـ.ق در زمان حكمراني ميرزا ابوالقاسم گوركاني، شمس‌الدين محمد يغمايي كه استاد و وزير او بود بر فراز قبر حافظ عمارت گنبدي بنا كرد و جلوي آن حوض بزرگي ساخت كه به وسيله آب ركن‌آباد پر مي‌شد. اين بنا در اوايل قرن يازده هجري در زمان سلطنت شاه‌عباس تعمير شد. از زمان ساخت اين بنا تاكنون تعميرات بسياري انجام گرفته اما مهم‌ترين اقدامات در زمان كريم‌خان زند انجام گرفت. او در سال 1188 هـ.ق ساختماني با عظمت بر روي آرامگاه حافظ ساخت. ساختمان او به شيوه بناهاي زمان زنديه داراي تالارهاي با چهار ستون سنگي يك پارچه بود كه از طرف شمال و جنوب گشاده و دو طرف چپ و راست آن دو اتاق ساخته شده بود، به گونه‌اي كه مقبره حافظ در شمال تالار قرار مي‌گرفت و در جنوب آن باغي بزرگ نمايان بود. همچنين كريم‌خان دستور داد تا سنگي از جنس مرمر براي قبر حافظ بتراشند و پس از آماده شدن سنگ دو غزل از بهترين غزل‌هاي حافظ را به خط نستعليق كه توسط حاج آقاسي بيگ افشار آذربايجاني نوشته شده بود بر روي آن حجاري كردند. سنگ فعلي همان سنگ قبر زمان زنديه است ابعاد اين سنگ 40*80*266 سانتي متر است. در بالاي كتيبه سنگ و در ميان ترنجي اين جمله نوشته شده است: «انت‌الباقي و كل شيئي هالك» و در زير آن غزلي از حافظ در دوازده سطر و دور آن نيز غزلي ديگر از حافظ نوشته شده است.

پس از حكومت زنديه نيز افراد زيادي آرامگاه را تعمير و مرمت كرده‌اند كه برخي از آنان عبارتند از:

-        در سال 1273 هـ.ق تهماسب ميرزا (مؤيد) حكمران فارسي آرامگاه را تعمير و مرمت كرد.

-        در سال 1295 هـ.ق فرهاد ميرزا (معتمدالدوله) فرمانرواي فارسي معجري چوبي دو آرامگاه خواجه نصب كرد.

-        در سال 1317 هـ.ق شاهزاده ملك منصور (ملقب به شعاعل السلطنه) والي فارسي معجري آهنين روي قبر حافظ ساخت و كتيبه‌اي را نيز بر بالاي آن قرار دارد.

-        در سال 1310 هـ.ق فردي به نام دبير اعظم بهاري كه استاندار فارسي بود سر در حياط جنوبي و نارنجستان آن را سر و سامان داد، همچنين خياباني در جلوي آرامگاه احداث كرد و نام آن را «خرابات» گذاشت كه بعدها به گلستان تغيير نام پيدا كرد.

-        در سال 1314 هـ.ق به كوشش مرحوم علي‌اصغر حكمت (وزير فرهنگ وقت) طرح نقشه آرامگاه حافظ به شكل كنوني آن توسط «آندره گدار» باستان‌شناس فرانسوي تهيه شد و به مرحله اجرا درآمد و در سال 1316 پايان يافت. طبق اين نقشه تالار چهار ستون وسط كه در زمان زنديه احداث شده بود از دو طرف امتداد يافت و حافظيه به دو محوطه، شامل باغ در جنوب تالار و آرامگاه در شمال آن تبديل شد. در اين ساختمان عمارت قديمي كريمخان زند به صورت تالاري درآمد كه 56 متر طول دارد و به وسيله 20 ستون سنگي بلند نگه داشته مي‌شود كه چهار ستون يكپارچه كريمخاني در ميان اين ستون‌ها قرار دارد و 16 ستون ديگر دو تكه مي‌باشد كه در سال 1315 شمسي ساخته و نصب گرديده است.

-        «صحن شمالي»: صحن شمالي حافظيه به ابعاد 50*60 متر است كه سابقاً قبرستان عمومي بوده است. در وسط صحن قبر حافظ قرار دارد كه با داشتن پنج پله قريب يك متر از كف صحن مرتفع‌تر است. سنگ مرمري كه كريمخان زند بر روي مزار حافظ گذاشته بود به همان حال باقي است. بالاي قبر گنبدي است كه به وسيله هشت ستون سنگي يكپارچه پنج متري به شكل ستون‌هاي كريمخاني نگهداري مي‌شود. سطح خارجي گنبد به وسيله ورق‌هاي مس ترك تركي مانند كلاه قلندران و دراويش پوشيده و سقف گنبد با كاشي‌هاي رنگين معرق، تزئين شده است. دور تا دور زير سقف ابياتي به خط ثلث روي كاشي نوشته شده است. در جنوب صحن دو حوض آب است كه هر يك به وسيله دو باغچه كه داراي درختان نارنج مي‌باشد محصور است. دور تا دور سمت شرقي و شمال غربي صحن نيز باغچه‌هايي است كه آن‌ها كاج، سرو و نارنج كاشته شده و چمن‌كاري گرديده است.

در سمت شرقي صحن ديواري بلند است كه پشت آن دستشويي، گلخانه و آرامگاه خصوصي است. در سمت شمال صحن حافظيه ديواري است كه پشت قسمت شرقي آن قسمت زمين خالي است و در وسط آن عمارت كتابخانه مي‌باشد كه اكنون به مركز حافظ‌شناسي و سعدي شناسي تبديل شده است. در سمت غرب آن نيز چاپخانه سنتي مي‌باشد و در قسمت شرق آن نيز غرفه فروشي كتاب‌هاي ميراث فرهنگي است.

كريم‌خان زند در زير گوشه غربي تالار آب انباري ساخت كه از آب ركن‌آباد پر مي‌شد و براي آبياري درختان از آن استفاده مي‌كردند. اين آب انبار هنوز سالم مانده ولي اكنون آب آن از چاهي بيرون از آرامگاه پر مي‌شود. در سمت غربي صحن نيز ديواري است با اطاق‌هايي كه داخل آن‌ها قبور ديده مي‌شود. در قسمت ديگر مقبره خانواده قوام‌الملك شيرازي قرار دارد كه داراي سر در مرتفعي است، پشت مقبره حياط كوچكي قرار دارد كه در غرب آن چندين مقبره شخصي است و در وسط آن نيز حوض كوچكي قرار دارد.

«تالار حافظيه»:

اين تالار همان‌طور كه قبلاً توضيح داده شد، از ساختمان‌هاي دوره زنديه است. كه سابقاً در وسط تالاري با چهار ستون بوده و هر طرف آن تالار چهار اتاق بوده كه در تعميرات اخير اتاق‌ها برداشته شده و و تالار فعلي به طور 56 متر و عرض 8 متر با 20 ستون سنگي يكپارچه به ارتفاع پنج متر به وجود آمده است. طرفين تالار (شرق و غرب آن) دو اتاق ساخته شده كه يكي دفتر حافظيه و ديگري در اختيار ميراث فرهنگي قرار داد. در پيشاني اين دو اتاق يكي ديگر از غزل‌هاي حافظ را به خط نستعليق بر روي سنگ مرمر نوشته و نصب كرده‌اند.

«حياط جنوبي»:

اين حياط كه نسبت به كف تالار 18 پله، قريب 4 متر گودتر است به ابعاد 80*150 متر است (اين پله‌ها در اواخر سال 1377 توسط سازمان ميراث فرهنگي تعمير شد) در وسط اين حياط باغچه باريك بلوار مانندي است به عرض 4 متر كه در آن چمن و گل كاشته شده است. طرفين اين بلوار دو راهرو به عرض 4 متر است كه به رفت و آمد اختصاص دارد. در اطراف دو راهرو، دو باغچه است به ابعاد 20*45 متر كه اطراف آن‌ها سرو و كاج كاشته‌اند و در وسط هر يك از اين دو باغچه يك حوض مستطيلي به ابعاد 4*32 متر ساخته شده است. طرفين اين دو باغچه راهرويي است به عرض 4 متر كه براي استراحت و رفت و آمد احداث شده‌اند. در شرق و غرب حياط دو نارنجستان است كه هر يك به ابعاد 35*70 متر است و در هر يك تعدادي درخت نارنج كاشته شده است. در سه طرف حياط جنوبي آرامگاه ديوارهاي آجري مرتفعي است. البته قسمتي از وسط ديوار جنوبي برداشته شده و نرده‌هاي آهني نصب شده است و در وسط آن در ورودي به حافظيه قرار دارد كه با سه پله به خيابان گلستان متصل مي‌شود.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي محوط زيباي آرامگاه حافظيه چهار هزار متر مربع در سمت غرب آن گسترش يافت. در مجاورت آرامگاه حافظ عده‌اي از شعرا، ادبا و بزرگان و عرفا مدفونند برخي از آن‌ها عبارتند از: اهلي شيرازي، فرصت‌الدوله شيرازي، فريدون توللي، دكتر مهدي حميدي، دكتر نوراني وصال و...

+ تاريخ دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 13:45 نويسنده نجمه |

من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد.” لوکوربوزیه

+ تاريخ دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 13:42 نويسنده نجمه |

من اومدم
+ تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 8:40 نويسنده نجمه |